![]() |
![]() |
|
| در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند، و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست! |
|
به نام خدایم/ نه آن خدایمی که چون چشم گشودم عده ای او را شفی نامیدند/ عده ای او را رحیم نامیدند/ عده ای.... عده ای او را جمال نا میدند/ و چه بسیار بسیار بسیار عده ای او را جلال نامیدند که در اینها همه خدایی دیدم و خدایم ... نه !!! دخترک شمع به دست چشم ببست . . روز امید چیدن ستاره! قرنهاست روز به امید چیدن ستاره!.... ستاره! *** روز صبر تقلا چیدن ستاره! روز با صبر در تقلا برای چیدن ستاره! *** قرن ها میگذرند من و تو "ما " نشدیم من و تو کاش شبی-کاش شبی -همه شمع ها را.... *** در قرنی در جایی در شبی دخترک شمع به دست چشم ببست همه شمع ها......! *** من و تو" ما" شدیم در شبی من و تو ما شدیم همه ما شمع به دست..... دخترک میخندید -دخترک می گریید دخترک می رقصید روز در شبی ستاره را چید دخترک شمع به دست چشم گشود من و تو" ما " نشدیم دخترک شمع به دست چشم ببست قرن ها می گذرد در جایی در شبی-در روزی دخترک همچنان شمع به دست چشم ببست وببست و قرن هاست دخترک شمع به دست دفن شدست با شمع!!! شاید "او"در قرنی دوباره چشمان خاکستری اش را به روی من وتو بگشاید کاش آن قرن من و تو "ما" باشیم.
******************************************************* شوهرم مرد! / به همین سادگی لباس سپید بر تنم کرد/ به همین سادگی من ماندم و یک پر خلا/ به همین سادگی من ماندم و یک بشر ...وارونه / به همین سادگی آسمان پر خلا در زیر پایم و زمین پر وجود بر دوشم! چه فردای غریبی... چه فردای غریبی... شوهرم مرد/ به همین سادگی به سادگی یک نفس... به همین سادگی ... 1386/2/۱۶ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دریاچه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تا گلسرخ شدن راهی نیست ...
می توانی گلسرخی باشی ... ایرج جنتی عطایی ... ×××××××××××××××××× آهنگ شقايق توسط داريوش براي خسرو گلسرخي خوانده شده است دلم مثل دلت خون شقايق چشمهام درياي بارون شقايق مثل مردن ميمونه دل بريدن ولي دل بستن آسونه شقايق شقايق درد من يكي دوتا نيست آخه درد من از بيگانهها نيست كسي خشكيده خون من رو دستهاش كه حتي يك نفس از من جدا نيست شقايق واي شقـــايق گـل هميشه عاشـــق شقايق اينجا من خيلي غريبم آخه اينجا كسي عاشق نميشه عزاي عشق غصهاش جنس كوهه دل ويرون من از جنس شيشه شقايق آخرين عاشق تو بودي تو مردي و پس از تو عاشقي مرد تو رو آخر سراب و عشق و حسرت ته گلخونههاي بيكسي برد شقايق واي شقـــايق گـل هميشه عاشـــق دويديم دويديم و دويـــديم به شبهاي پُر از قصه رسيديم گره زد سرنوشتهامون رو تقديـــر ولي ما عاقبت از هم بريديـــم شقايق جاي تو دشت خدا بود نه تو گلدون نه توي قصهها بود حالا از تو فقط اين مونده باقي كه سالار تموم عاشقهايي شقايق واي شقـــايق گـل هميشه عاشـــق شقايق واي شقـــايق گـل هميشه عاشـــق شقايق واي شقـــايق گـل هميشه عاشـــق |
| پیوندهای روزانه |
|
م.ا / کلانتری م.رئیسی احسان ؟؟؟ مانی/روح الله محمدی/ سید مهدی موسوی گرمارودی اورینا شعبان بالاخیلی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|